اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم

آیداى خوب نازنینم!

مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام.

زندگى مجال نمى دهد: غم نان!

با وجود این، خودت بهتر مى دانى:

نفسى که مى کشم تو هستى؛

خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم.

امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز.

و این، ضعف من نیست: قدرت تو است.

(٢٣ شهریور ٤٣)

 

از نامه های "احمد شاملو" به آیدا

دفتر: مثل خون در رگ هاى من


هنگام هوس وضع من و یار یکی نیست

هنگام هوس وضع من و یار یکی نیست

حال همه در لحظه ی افطار یکی نیست


از تک تک اجزای قفس شاکی ام اما

نوع گله ام از در و دیوار یکی نیست


"غلامرضا طریقی" 


از این سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور

از این سوی خراسان بلکه تا آن ســـوی کنگاور

چه طرفی بسته ام ای دوست از این نام ننگ آور؟


اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت

کـــه سربازی چه خواهد کرد با انبــــوه جنگاور؟


دلم را پیشتر از این به کف آورده ای؛ حالا

زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور


به دست آور دل آن شوخ ترسا را به لبخندی

به ترفندی سر این شیخ ترسو را به سنگ آور


به استقبال شعـــر تازه ام بند قبا بگشا

مرا از این جهان بی سر و سامان به تنگ آور


"علیرضا بدیع" 


تنهایی مهربانم کرده است

تنهایی
مهربانم کرده است
شبیه سربازی که
از روی برجک دیده بانی
برای تک تیراندازِ آن سوی مرز
دست تکان می دهد... .

"حامد ابراهیم پور"
از مجموعه شعر:
| دور آخر رولت روسی |نشر: فصل پنجم|چاپ 1392 

مرا ببخشید که باز هم از نیلوفرم می‌‌گویم

مرا ببخشید که باز هم از نیلوفرم می‌‌گویم

اسمش را که می‌‌آورم

گریه‌هایم خود به خود شعر می‌‌شوند

و تمام گٔل‌های جهان را نیلوفری می‌‌کشم

ای قشنگ‌ترین نیاز من

تو که نیستی‌

شعر‌هایم را در آغوش‌ می‌‌گیرم

تا تنم با عطر نام تو

نیلوفری شود

به راستی‌ تو کیستی

که تبلور نامت

سایبان تنهایی‌ من است

یادت نرود ای دوست !

کنار حاجتهایت

مرا هم نیلوفری یاد کن...


"امیروجود"


تک بیت های ناب استاد محمدعلی بهمنی

شبانه های مرامی شود سحر باشی؟

وَ میشود که از این نیز خوبتر باشی؟

______________________________

همه ی درد من این است که می پندارم

دیگر ای دوستِ من ! دوست نداری باشم

______________________________

من که هر آنچه داشتیم اول ره گذاشتم

حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو

______________________________
پروانه هم شبیه من از ساده لوحی اش 
دلبسته گلی ست که درکش نمی کند
______________________________
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود...
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
______________________________
من و تو ساحل و دریای همیم اما نه!
ساحل اینقدر که در فاصله با دریا نیست!
______________________________
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم 
یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
______________________________
کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا می‌کنم هر شب
________________________________
رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم
سیصد و شصت و پنج حسرت را همچنان می کشم به دنبالم
________________________________
همیشه عشق به جرم نکرده می سوزد
نصیب ما هم از این پس لهیب تهمت هاست
_________________________________
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست  
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هـر  شب...
__________________________________
خدا‌ نخواست که من اهل نا‌کجا باشم 
اجازه‌ داد فقط اهلی شما باشم... 
_______________________________
شب که آرامتر از پلک تو را می بندم
با دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست...!
_______________________________
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی خوابها کم است

" استاد محمدعلی بهمنی "

آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه

آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه

تا به این غایت مروت بیوفایی اینهمه


جسم و جانم را زهم پیوند بگسستی بس است

با ضعیفی همچو من زور آزمایی اینهمه


استخوانم سوده شد از روی خویشم شرم باد

بر زمین از آرزو رخساره سایی اینهمه


هر که بود از وصل شد دلگیر و هجر ما همان

نیست ما را طاقت و تاب جدایی اینهمه


وحشی این دریوزهٔ دیدار دولت تا به کی

عرض خود بردی چه وضعست این گدایی اینهمه


"وحشی بافقی" 


معنی واژه آفاق

هر روز یک واژه بیاموزیم!


واژه امروز:


 آفاق

(ع اِ) ج ِ افق 

کران ها. کرانه های آسمان . اطراف . اطراف هامون . نواحی . اقطار. || عالم . گیتی . جهان . جایها، و توسعاً زمانه . روزگار


مثال:


بی ادب تنها نه خود را داشت بد

بلکه آتش در همه آفاق زد.


" #مولوی "


چون مرد برفتاد ز جای و مقام خویش 

دیگر چه غم خورد همه آفاق جای اوست .


" #سعدی "


همه اطراف گرفت و همه آفاق گشاد

صیت مسعودی و آوازه ٔشه سلطانی .


" #حافظ "


وقتی با لباس نو به دیدنم می آیی ...

وقتی با لباس نو

به دیدنم می آیی

شادی باغبانی را دارم

که گلی تازه در باغچه اش روییده


"نزار قبانی"

مترجم: رضا عامری

از مجموعه صد نامه عاشقانه


دیگر نمی توانم پنهانت کنم!

دیگر نمی توانم پنهانت کنم!
از درخشش نوشته هایم می فهمند،

برای تو می نویسم
از شادی قدم هایم،

شوق دیدن تو را در می یابند
از انبوه عسل بر لبانم،

نشان بوسه تو را پیدا می کنند
چگونه می خواهی قصه عاشقانه مان را
از حافظه گنجشکان پاک کنی
و قانع شان کنی

که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟

"
نزار قبانی"