آنکه میگوید دوستت دارم
خُـنـیـاگر غمگینیست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه میگوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
هزار ستارهی گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود”
احمد شاملو
منتشر شده در : اشعار احمد شاملو
شعری از زنده یاد فریدون مشیری در رثای احمد شاملو :
"من درد مشترکم "مرا فریاد کن.
منتشر شده در : اشعار فریدون مشیری

امروز دوم مرداد سالروز فوت احمد شاملو متخلص به الف.بامداد یا الف.صبح، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار،پژوهشگر، مترجم بزرگ کشورمان است.
روحش شاد و یادش گرامی
مرداد, رنگ و بوی "تو" را دارد ...
رنگ عطش
تخیّل تو ...
اضطراب من!
مرداد تشنه است ..
مثل نگاه من که به این صفحه خشک شد!
سپیده صدرایی
بگذار که آتش بزنم حاشیه ام را
تا پر کنم از عطر وجودت ریه ام را
من مرد عمودی زمین بودم و امروز
از مرحمت عشق ببین زاویه ام را
امید صباغ نو
از کتاب تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض
منتشر شده در : اشعار امید صباغ نو
پیش بینی حاکی از یک اتفاق شوم بود
آخر این داستان از اولش معلوم بود
کور بودن بهتر است، اصلا چطوری می شود
با دو چشم سالم از دیدار تو محروم بود
جواد منفرد
منتشر شده در : اشعار جواد منفرد
ساده بگویم
نگاه زادهی علاقه است
وقتی دو چشم روشن عشق
به تو نگاه میکند
تو دیگر از آن خود نیستی
کودک میشوی ، جوان هستی و جوانی نمیکنی
رد میشوی ، پیر هستی ، میمانی
همیشه در پی آن گمشدهای هستی که با تو هست و نیست
باز در پی آن علاقهی پنهان
آن نگاه همیشه تازه هستی
از آن دو چشم روشن عشق را
در غبار بیامان زمان ، جستجو میکنی
غافل از اینکه
او دیگر تکهای از تو شده است
سایهای خوش بر دل تو
گوشه گوشه این خراب
سرشار از عطر نگاه توست ، عزیز
محمدعلی بهمنی
منتشر شده در : اشعار محمدعلی بهمنی
به دوست داشتنهای آدمها اعتماد مکن
که عصای کوری به دست گرفته اند
هر جا که میرسند
عاشق میشوند
سرت را با این کلمات گرم مکن
اینجا آدمها
برای مردگان خود
فاتحه به زور میخوانند
یادت نرود
آدمها هیچ وقت آدم نمی شوند
وقتی که هیچ وقت
چشم و دل سیر نمی شوند
امیر وجود
منتشر شده در : اشعار امیر وجود
لعنت به تو
که بی رحم ترین سلاح کشتار جمعی دنیا
چشم توست
لعنت به تو
که نفرینی ترین بوسه ی جهان را داری
لعنت به تو
که وقتی عاشق می شوی
به خودت هم رحم نمی کنی
و نفرین به من
که در برابر همه ی اینها
تاب می آورم
ما
شیطانی ترین سرنوشتِ عاشقانه را
به خدا
تحمیل کرده ایم
افشین یداللهی
منتشر شده در : اشعار افشین یداللهی
در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
که گریز از تو ممکن نباشد
تو
تمام تنهاییهایم را
از من گرفتهای
خیابانها
بی حضور تو
راههای آشکار جهنماند
شمس لنگرودی

** محمدتقی جواهری گیلانی معروف به محمد شمس لنگرودی (زادهٔ ۲۶ آبان ۱۳۲۹ در لنگرود) شاعر، پژوهشگر و مورخ ادبی معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران است.
منتشر شده در : اشعار شمس لنگرودی