-
امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم
یکشنبه 23 خرداد 1395 14:11
آیداى خوب نازنینم! مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام. زندگى مجال نمى دهد: غم نان! با وجود این، خودت بهتر مى دانى: نفسى که مى کشم تو هستى؛ خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم. امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز. و این، ضعف من نیست: قدرت تو است. (٢٣ شهریور ٤٣) از نامه های...
-
هنگام هوس وضع من و یار یکی نیست
یکشنبه 23 خرداد 1395 13:50
هنگام هوس وضع من و یار یکی نیست حال همه در لحظه ی افطار یکی نیست از تک تک اجزای قفس شاکی ام اما نوع گله ام از در و دیوار یکی نیست "غلامرضا طریقی"
-
از این سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور
یکشنبه 23 خرداد 1395 12:59
از این سوی خراسان بلکه تا آن ســـوی کنگاور چه طرفی بسته ام ای دوست از این نام ننگ آور؟ اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت کـــه سربازی چه خواهد کرد با انبــــوه جنگاور؟ دلم را پیشتر از این به کف آورده ای؛ حالا زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور به دست آور دل آن شوخ ترسا را به لبخندی به ترفندی سر این شیخ ترسو را...
-
تنهایی مهربانم کرده است
یکشنبه 23 خرداد 1395 12:27
تنهایی مهربانم کرده است شبیه سربازی که از روی برجک دیده بانی برای تک تیراندازِ آن سوی مرز دست تکان می دهد... . "حامد ابراهیم پور" از مجموعه شعر: | دور آخر رولت روسی |نشر: فصل پنجم|چاپ 1392
-
مرا ببخشید که باز هم از نیلوفرم میگویم
یکشنبه 23 خرداد 1395 12:15
مرا ببخشید که باز هم از نیلوفرم میگویم اسمش را که میآورم گریههایم خود به خود شعر میشوند و تمام گٔلهای جهان را نیلوفری میکشم ای قشنگترین نیاز من تو که نیستی شعرهایم را در آغوش میگیرم تا تنم با عطر نام تو نیلوفری شود به راستی تو کیستی که تبلور نامت سایبان تنهایی من است یادت نرود ای دوست ! کنار حاجتهایت...
-
تک بیت های ناب استاد محمدعلی بهمنی
یکشنبه 23 خرداد 1395 01:21
شبانه های مرامی شود سحر باشی؟ وَ میشود که از این نیز خوبتر باشی؟ ______________________________ همه ی درد من این است که می پندارم دیگر ای دوستِ من ! دوست نداری باشم ______________________________ من که هر آنچه داشتیم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو ______________________________ پروانه هم شبیه من از...
-
آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه
یکشنبه 23 خرداد 1395 00:54
آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه تا به این غایت مروت بیوفایی اینهمه جسم و جانم را زهم پیوند بگسستی بس است با ضعیفی همچو من زور آزمایی اینهمه استخوانم سوده شد از روی خویشم شرم باد بر زمین از آرزو رخساره سایی اینهمه هر که بود از وصل شد دلگیر و هجر ما همان نیست ما را طاقت و تاب جدایی اینهمه وحشی این دریوزهٔ دیدار دولت تا...
-
معنی واژه آفاق
شنبه 22 خرداد 1395 17:36
هر روز یک واژه بیاموزیم! واژه امروز: آفاق (ع اِ) ج ِ افق کران ها. کرانه های آسمان . اطراف . اطراف هامون . نواحی . اقطار. || عالم . گیتی . جهان . جایها، و توسعاً زمانه . روزگار مثال: بی ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش در همه آفاق زد. " #مولوی " چون مرد برفتاد ز جای و مقام خویش دیگر چه غم خورد همه آفاق جای...
-
وقتی با لباس نو به دیدنم می آیی ...
شنبه 22 خرداد 1395 17:11
وقتی با لباس نو به دیدنم می آیی شادی باغبانی را دارم که گلی تازه در باغچه اش روییده "نزار قبانی" مترجم: رضا عامری از مجموعه صد نامه عاشقانه
-
دیگر نمی توانم پنهانت کنم!
شنبه 22 خرداد 1395 16:59
دیگر نمی توانم پنهانت کنم! از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسم از شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در می یابند از انبوه عسل بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا می کنند چگونه می خواهی قصه عاشقانه مان را از حافظه گنجشکان پاک کنی و قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟ " نزار قبانی "
-
مُردم! چقدر فاصله ... آخر نمیشود
شنبه 22 خرداد 1395 16:01
مُردم! چقدر فاصله ... آخر نمیشود یک عمر صبر کردم و دیگر نمیشود حسّی که سالها به تو ابراز کرده ام زیر سوال رفته و باور نمیشود هرشب اگر چه دسته گلی آب میدهی ! بی فایده ست؛ عشق تناور نمیشود ای سوژهء تمام غزل های قبل ازین! بعد از تو "باز" یارِ کبوتر نمیشود افتاده ام درست تهِ چال گونه ات پای دلم شکسته و...
-
دوستت دارم
شنبه 22 خرداد 1395 15:48
دوستت دارم گرچه خیلی خوب می دانم که مسیر منتهی به غیر ممکن، سخت طولانی ست "نزار قبانی" مترجم : احسان پرسا
-
حبیب خواننده و آهنگ ساز ایرانی درگذشت
جمعه 21 خرداد 1395 12:44
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر من و چون دود برفتی . . #انوری حبیب محبیان خواننده ایرانی در سن 63 سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی
-
ای رفته از برم به دیاران دوردست !
جمعه 21 خرداد 1395 00:58
ای رفته از برم به دیاران دوردست ! با هر نگین اشک ، به چشم تر منی هر جا که عشق هست و صفا هست و بوسه هست در خاطر منی... "مهدی سهیلی"
-
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
جمعه 21 خرداد 1395 00:45
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه_ خدا گرفت به دست تو امتحان مرا تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی تمام کن غم و اندوه سالیان مرا... "امید صباغ نو"
-
ولی تو زنده ای و در میانِ کادر نشستی
جمعه 21 خرداد 1395 00:30
ولی تو زنده ای و در میانِ کادر نشستی نشسته ای و سپید است خاطراتِ گمِ من نشسته ای و دوباره قرار نیست بمیرد زنی که پُر شده در عکس های آلبومِ من... . بمان کنارمن امشب،دوباره شعربخوان تا برای هردویمان بعدِ گریه چای بریزم دلم گرفته ازینجا، کمی مراقب من باش دلم گرفته برای تو...شب بخیر عزیزم "حامد ابراهیم پور" دو...
-
چسبیدهام به تو بسانِ انسان به گناهَش
پنجشنبه 20 خرداد 1395 18:22
چسبیدهام به تو بسانِ انسان به گناهَش هرگز ترکت نمی کنم . مرام المصری شاعر سوری مترجم : سیدمحمد مرکبیان
-
گفت منتظر بمان رفت
پنجشنبه 20 خرداد 1395 17:43
گفت منتظر بمان رفت من منتظر نماندم او هم نیامد چیزی شبیهِ مرگ شد بیآنکه کسی بمیرد "ازدمیر آصف" مترجم : داریوش محمدی
-
رفیق اهل دل و یار محرمی دارم
پنجشنبه 20 خرداد 1395 17:36
رفیق اهل دل و یار محرمی دارم بساط باده و عیش فراهمی دارم کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم که جوی اشکی و مژگان پُر نَمی دارم گذشتم از سر عالم، کسی چه می داند که من به گوشهء خلوت، چه عالمی دارم تو دل نداری و غم هم نداری اما من خوشم از این که دلی دارم و غمی دارم چو حلقه بازوی من، تنگ، گِرد پیکر توست حسود جان بسپارد که...
-
همه ی درد من این است که می پندارم
پنجشنبه 20 خرداد 1395 17:18
همه ی درد من این است که می پندارم دیگر ای دوستِ من ! دوست نداری باشم . . #محمدعلی_بهمنی
-
با "کفش"های خستگی خود سوار "شب"
پنجشنبه 20 خرداد 1395 12:37
با "کفش"های خستگی خود سوار "شب" این "کوچه" را برای تو هاشور می زنم "جان" می دهم شبی که نیایی به دیدنم بر صبح بی تو من گره ی "کور" می زنم...! "مریم صفری"
-
همین که کوچه خیابان مهربانت را...
پنجشنبه 20 خرداد 1395 12:23
همین که کوچه خیابان مهربانت را... همین که عطر تو را،رنگ آسمانت را... همین که گرمی خورشید روشنت در دل همین که نام تو را نام جاودانت را... همین که ساحل و کوه تو، جنگل و دشتت همین که گرمی دلچسب و عطر نانت را همین که شهر پر از لحن آشنا باشد همین که شعر ترا، لهجه و زبانت را وطن همین که به نام تو زنده ام کافی ست نمی دهم به...
-
زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی
پنجشنبه 20 خرداد 1395 11:55
زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی زاشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی سخن ها خفته بر چشمم نگاهم صد زبان دارد سیه چشمم اگر طرز نگاهم را نمی بینی گناهم چیست جز عشقت روی از من چه می پوشی مگر ای ماه چشم بی گناهم را نمی بینی سیه مژگان من روی سپیدم را نگاهی کن سپید اندام من روز سیاهم را نمی بینی پریشانم دل مرگ آشیانم را...
-
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را
پنجشنبه 20 خرداد 1395 11:47
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را میجویمت چنان که لب تشنه آب را محو توام چنان که ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیدهدمان آفتاب را بیتابم آنچنان که درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره تاب را بایستهای چنان که تپیدن برای دل یا آنچنان که بال پریدن عقاب را حتی اگر نباشی، میآفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را ای...
-
همین جا بمان عشقم!
چهارشنبه 19 خرداد 1395 14:40
همین جا بمان عشقم! همین گونه که هستی. بمان و تنها به من نگاه کن. نگاه کردن عشق است... برهنه ام! برهنه ام تا برای تو راه باشم، این گونه برهنه و تن به تن. بگذار نفسهایم روی تن ات سیر کند، چشمهایت، سینه های برهنه ات، لبهایت. همین گونه بیا و در بسترم کنارم بخواب و ببوس مرا بی وفقه. باز هم بلندبلند ببوس مرا. آری، عشق...
-
دوباره داغ کرده ام برای من غزل بگو
چهارشنبه 19 خرداد 1395 14:29
دوباره داغ کرده ام برای من غزل بگو بپاش دل در آسمان از عشق با زُحل بگو شراب تلخ دور کن دو جام مثنوی بده دو بیت از سحر بخوان سه مصرع از عسل بگو ستاره را سه تار کن بزن به سیم آخرش دو قطعه از قمر بخوان سپیدی از عمل بگو نوای دل سه گاه شد بیا و شور تازه کن ترانه از ابد بخوان حکایت از ازل بگو در آسمان ترین زمین طلوع می کنی...
-
ماه عسل
چهارشنبه 19 خرداد 1395 14:20
همین که می آیی تنم خو می گیرد با عطرت لب هایت مُهر سکوت لبهایم می شوند و من افطار می کنم روزه ی نبودنت را با همین عاشقانه های ساده و ماهَ م عسل می شود! "یاشار عبدالملکی"
-
آدم یک روز به جایى مى رسد
چهارشنبه 19 خرداد 1395 14:03
تو که نمى دانى آدم یک روز به جایى مى رسد که دیگر دلش براى چیزى تنگ نمى شود هیس و دیگر هیچ "امیروجود"
-
نگاه کن هنوز از رفتنت می لزرم
چهارشنبه 19 خرداد 1395 13:40
نگاه کن هنوز از رفتنت می لزرم مثل شاخه ای که یکجا پر کشیده اند تمام پرندگانش "ساناز مصدق" از مجموعه ی "میوه دادن درهای چوبی"
-
چون عنکبوتی حبس در زندان خود هستم
چهارشنبه 19 خرداد 1395 13:27
چون عنکبوتی حبس در زندان خود هستم دنیای اطراف خودم را تار می بینم "جواد منفرد"