-
رازداری کن و با غیر ازین راز مگو
چهارشنبه 12 خرداد 1395 16:47
رازداری کن و با غیر ازین راز مگو آنچه را باز شنیدی، به کسی باز مگو! روی زیبای تو کافیست به شوراندن من رحم کن با دلم و اینهمه با ناز مگو... "علیرضا بدیع"
-
دنبال چیزى که مال تو نیست نرو
چهارشنبه 12 خرداد 1395 16:36
دنبال چیزى که مال تو نیست نرو که مثل من دچار هنوز مى شوى من هنوز کنار پنجره مى ایستم غروب را نگاه مى کنم میان این همه آمدن و رفتنها هنوز منتظر آمدنش مى مانم "امیروجود"
-
می ایستم پای تو با جان و تنم من
چهارشنبه 12 خرداد 1395 16:31
می ایستم پای تو با جان و تنم من پامیگذارم روی قلب آهنم من یک عمر-تنگاتنگ-بوی بودنت را حس کرده ام بین تن و پیراهنم من ازکودکی باخویش گفتم “عاشقی کن”! خواندم الفبای تو را در دامنم من ای شمع!میخواهم که رازی را بگویم: از بوسه ی دیشب به این سو…روشنم من دریا…تویی،صحرا…تویی،جنگل تویی…تــــــو ماهی…منم،آهو…منم،تیهـو...
-
به رفتن تو سفر نه، فرار می گویند
چهارشنبه 12 خرداد 1395 16:05
به رفتن تو سفر نه، فرار می گویند به این طریقه ی بازی قمار می گویند به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد هنوز مثل گذشته «نگار» می گویند اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر به من اهالی جنگل شکار می گویند مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند کنار گل مگر از حٌسن ِخار می گویند؟ تو رفته ای و نشستم کنار این همدم به این رفیق قدیمی سه تار...
-
من گنجشک نیستم
سهشنبه 11 خرداد 1395 15:18
عاشق هر کس که شدی دیگه نمیتونی فراموشش کنی. واسه همینه که به نظر من عشق یعنی هیولا. تا وقتی که کسی رو دوست نداشته باشی راحتی اما همین که عاشقش شدی اون کوه میاد سراغت واسه همینه که به نظر من هر زن یعنی یک کوه غصه. من که از عاشق شدن مثل هیولا می ترسم. مصطفی مستور
-
دستان ِ من نمى توانند هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند
سهشنبه 11 خرداد 1395 14:34
دستان ِ من نمى توانند هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند تو به سهم خود فکر مى کنى من به سهمِ تو ”گروس عبدالملکیان“
-
از زخم زبان دختران سنگی
دوشنبه 10 خرداد 1395 21:45
از زخم زبان دختران سنگی تا خاطره های پشت هر آهنگی هر سال من بی تو، چنین می گذرد با سیصد و شصت و پنج شب دلتنگی... #امید_صباغ_نو #تا_آمدن_تو_عشقبازی_تعطیل
-
مث یهماهی شدم که تو دریا غرق میشه
دوشنبه 10 خرداد 1395 21:34
مث یهماهی شدم که تو دریا غرق میشه مث درختی که از چشم باغ میافته شدم کتکخورِ غمگینِ فیلمای کمدی نخند! واسه توأم اتفاق میافته #لیلاکردبچه
-
به آن "من"ی که در آیینه بود شک کردم
دوشنبه 10 خرداد 1395 21:19
به آن "من"ی که در آیینه بود شک کردم به آن "خودم" که چرا با تو همنشین بوده! کسی که "دوست تر" اش داشتم نمی فهمید همیشه مشکل من با جهان همین بوده... "امید صباغ نو" از کتاب خود زنی
-
من خانه ی ویرانه ام و بی خبر از من
دوشنبه 10 خرداد 1395 20:04
من خانه ی ویرانه ام و بی خبر از من هر روز خدا می گذرد صد نفر از من مثل خود شیطان فقط از دور مهیبم بیهوده گریزان شده نوع بشر از من چون صخره شب و روز رفیقش شدم اما دریا به کسی مشت نزد بیشتر از من در خاطر من هیچ به جز حزن نیاندوخت آنکس که نمی خواست به جز شعر تر از من ای عشق بیا آدمی از نو بتراشیم خوشبخت تر و خوب تر و شاد...
-
روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد
دوشنبه 10 خرداد 1395 19:18
روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد از رهگذری خواهم پرسید: «امروز، روز چندم مهر است؟» و صورتی را برای شاخهگلی در دستم و نارنجی را برای غروبی پاییزی و آبی را برای پیراهن تو به خاطر خواهم آورد آنروز پیراهن آبیات را پررنگتر بپوش بهخاطر پرندهایکه فراموش کرده فراموشی دارد و هرلحظه ممکن است دوباره پرواز کند....
-
تو بی ناز آمدی با ناز رفتی
دوشنبه 10 خرداد 1395 18:24
تو بی ناز آمدی با ناز رفتی نه در پایان ، همان آغاز رفتی من و تو مال ِهمدیگر نبودیم کبوتر با کبوتر باز ... رفتی #احسان_افشاری
-
هرگز عاقل نشو
دوشنبه 10 خرداد 1395 14:38
هرگز عاقل نشو همیشه دیوانه بمان مبادا بزرگ شوی کودک بمان در اندوه پایانی عشق توفان باش و این گونه بمان مثل ذرات غبار در هوا پراکنده شو مرگ عیب جویی می کند با این همه عاشق باش وقتی می میری "عزیز نسین"
-
من را تو به دنیا آوردی
دوشنبه 10 خرداد 1395 14:25
مرا که متولد کرد مادرم زنهای همسایه خدای احد و واحد نه نمی دانم مرا که متولد کرد تنها وقتی به دنیا آمدم که چشمهای سیاه تو را گیسوان پریشان تو را و لبهای خندانت را دیدم من را تو به دنیا آوردی "نزار قبانی" ترجمه : بابک شاکر
-
زخمی اگر بر قلب بنشیند
دوشنبه 10 خرداد 1395 14:20
زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو، نه می توانی زخم را از قلبت واکنی، نه می توانی قلبت را دور بیاندازی! "زخم" تکه ای از "قلبِ" توست، زخم و قلبت یکی هستند! "محمود دولت آبادی" از کتاب: جای خالی سلوچ / نشر چشمه
-
عشق آمد خویش را گم کن عزیز
یکشنبه 9 خرداد 1395 16:45
عشق آمد خویش را گم کن عزیز قوتت را قوت مردم کن عزیز عشق یعنی خویشتن را گم کنی عشق یعنی خویش را گندم کنی عشق یعنی خویشتن را نان کنی مهربانی را چنین ارزان کنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس در مقام بخشش از آئین مپرس هرکسی او را خدایش جان دهد آدمی باید که او را نان دهد "مجتبی کاشانی"
-
ای انکه پس از ما به جهان در راهی
یکشنبه 9 خرداد 1395 16:38
ای انکه پس از ما به جهان در راهی می دان که جهان پر است از زیبایی زشت است اگر توُاَش پنداری زشت زیباست گر تو باز می فرمایی ای آنکه پس از ما به جهان میکوشی می کوش به راه مستی و مدهوشی فرقی نکند چه میخوری می پوشی امّا بنگر چه باده ای می نوشی ای آنکه پس از ما به جهان غم داری نیکو بنگر که از چه ماتم داری غافل شده ای از...
-
چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارم
یکشنبه 9 خرداد 1395 00:33
چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارم که محض لحظه ای لبخند، در دست تو بگذارم! جوانی ام، غـرورم، آبـرویم، آرزوهایـم... تمام آنچه را که از خودم هم دوست تر دارم هر از گاهی در آیینه لبم را سیر می بوسم تو را در خویش می بینم! چنین بی مرز بیمارم! اگر از من بپرسی، عشق "رازمطلق" است، اما تماماً عـشق تو پـیداست در...
-
یک نفر هست که خود نیست
شنبه 8 خرداد 1395 21:59
یک نفر هست که خود نیست ولی خاطرهاش صبح ِ هر روز مرا سخت بغل میگیرد. "سید صادق رمضانیان"
-
وقتی آغوشت از من آغاز می شود...
شنبه 8 خرداد 1395 21:44
وقتی آغوشت از من آغاز می شود... هر روز صبح را و بهار را و عشق را همه... یکجا دارم. "نوشین جمشیدی"
-
شادی اگر اینگونه بسوزان جگرم را
شنبه 8 خرداد 1395 21:39
شادی اگر اینگونه بسوزان جگرم را اصلا بشکن کنج قفس بال و پرم را صد بار پریشانی من دیدی و صد حیف یکبارنشد تا که بگیری خبرم را یک عمر برای تو غزل گفتم و گفتم افسوس نخواندی و ندیدی هنرم را در سینه بسی پیرم و فرسوده و بی جان در چهره مبین چهره ی همچون پسرم را وقتی که تو در خاطر من حک شدی آخر فرقی نکند روی تو بندم نظرم را...
-
سیه چشمی، به کار عشق استاد
جمعه 7 خرداد 1395 22:04
سیه چشمی، به کار عشق استاد، به من درس محبت یاد می داد ! مرا از یاد برد آخر، ولی من بجز او، عالمی را بردم از یاد ! "فریدون مشیری"
-
دلم گرفته از این روزها، دلم تنگ است
جمعه 7 خرداد 1395 21:23
دلم گرفته از این روزها، دلم تنگ است میـان ما و رسیدن، هـزار فرسنگ است مرا گشایش چنـدین دریچه کافــی نیست هـزار عرصه برای پریـــدنم تنگ است اسیــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود فـرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است چگونه سر کنـد اینـجا ترانه ی خود را دلی که با تپـش عشق او همـاهنگ است هـزار چشـــمه ی فریاد در دلـم جوشید...
-
دوستت خواهم داشت
چهارشنبه 5 خرداد 1395 21:43
دوستت خواهم داشت باشد که بودن در آسمانِ این خانه را از ستاره بیاموزی که من در شب خودم را یافته ام تو را و حضورِ نوری که خفتگان را به عشق بیدار میکند ... دوستت خواهم داشت باشد که هر پنجره خاطره ای باشد برای انتظار در باران و بارانِ در انتظار که این کوچه پر از عطرِ دیدارهای دوباره است . "نیکی فیروزکوهی"
-
دستهایت را به گردنم حلقه کن
چهارشنبه 5 خرداد 1395 21:39
دستهایت را به گردنم حلقه کن من این اسارت شیرین را دوست دارم... "محسن حسینخانی" از کتاب: باران، بعد رفتنت بند نمی آید / نشر فحوا 1394
-
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد ...
چهارشنبه 5 خرداد 1395 17:02
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد ... . . . #حافظ_شیرازی
-
بر چهره ی آفتاب زر می ریزد
چهارشنبه 5 خرداد 1395 15:35
بر چهره ی آفتاب زر می ریزد زیبایی ناب معتبر می ریزد از هر سر انگشت خدا بر عالم افسون لطیف یک هنر می ریزد #جواد_مزنگی
-
ای حاصل ضرب جنون در جان جان جان من
چهارشنبه 5 خرداد 1395 12:17
ای حاصل ضرب جنون در جان جان جان من دیوانه در دیوانگی دیوانه در دیوانه جان #حسین_منزوی
-
زنها همیشه دسته گلی آب داده اند
چهارشنبه 5 خرداد 1395 12:09
زنها همیشه دسته گلی آب داده اند اینجا به رود کرخه و آنجا به رود نیل #مژگان_عباسلو
-
به فلک میرسد از روی چو خورشید تو نور
چهارشنبه 5 خرداد 1395 11:54
به فلک میرسد از روی چو خورشید تو نور قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور #سعدی