اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

مردم دوست دارند شعر بخوانند

مردم

دوست دارند شعر بخوانند

اما

عاشقانه

کوتاه

ساده

پس بی مقدمه

سرت را روی سینه ام بگذار

مردم عجله دارند

باید خیلی زود بگویم

چقدر دوستت دارم


فلورا تاجیکی


از شبیخون تو دارم یادگاری بعد تو

از شبیخون تو دارم یادگاری بعد تو

در دل من دانه شد باغ اناری بعد تو


هیچکس فنجان اوقات مرا شیرین نکرد

چای خوردم با زنان بی شماری بعد تو


رفتی و مثل پلی متروکه در خود ریختم

رد شده از استخوان هایم قطاری بعد تو


ای که روزی سر به روی شانه هایم داشتی

می برم بر شانه ام سنگ مزاری بعد تو


علیرضا بدیع

امشب

امشب صفای گریه ی من ،

سیلاب ِ ابرهای بهاران است

این گریه نیست ،

ریزش ِ باران است

 

آواز می دهم :

« آیا کسی مرا ،

از ساحل ِ سپیده ی شب ها صدا نزد ؟! »

 

حمید مصدق


دوستت خواهم داشت

دوستت خواهم داشت
باشد که بودن در آسمانِ این خانه را
از ستاره بیاموزی
که من در شب
خودم را یافته ام
تو را
و حضورِ نوری که خفتگان را
به عشق بیدار می‌‌کند

دوستت خواهم داشت
باشد که هر پنجره
خاطره ای باشد
برای انتظار در باران
و بارانِ در انتظار
که این کوچه
پر از عطرِ دیدار‌های دوباره است

نیکى فیروزکوهى

نه سراغی نه سلامی خبری میخواهم

نه سراغی نه سلامی خبری می خواهم

قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم


خواب و بیدار شب و روز به دنبال من است

جز مگر یاد تو یار سفری می خواهم؟


در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافیست

رو به بیرون زدن از خویش، دری می خواهم


بعد عمری که قفس وا شد و آزاد شدم

تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم


سر به راهم تو مرا سر به هوا میخواهی

پس نه راهی نه هوایی نه سری می خواهم


چشم در شوق تو بیدارتری می طلبم

دل در دام تو افتاده تری می خواهم


در زمین ریشه گرفتم که سر افراز شوم

بی تو خشکیدم و لطف تبری می خواهم


مهدی فرجی

کی می آیی؟

کی می آیی؟

سه روز از رفتنت

و عمری بر من گذشت

از رفتن نیامدی

و حتی در این سه سال

نام تو را بر دخترم نهادم

تا بیایی

چنان دیر کرده ای

که مریم سی ساله است

و سی و سه سال و سه روز

از مرگم می گذرد...

 

علی عبدالرضایی


اگر عشق نیست

« اگر عشق نیست

هرگز هیچ آدمی زاده را

تاب ِ سفری این چنین

نیست ! »

 

چنین گفتی

با لبانی که مدام

پنداری

نام ِ گلی را

تکرار می کنند .

 

 احمد شاملو


سایر اشعار : احمد شاملو

متهم ام

متهم ام
به دوست داشتنت
به این جرم افتخار می‌کنم 
و به فراموش نکردنت
و آرزویم این است 
که مجازاتم
حبسِ ابد در گردشِ خونِ تو باشد

غاده السمان
مترجم : اسماء خواجه‌ زاده


و ای بهانه‌ی شیرین‌تر از شکرقندم

و ای بهانه‌ی شیرین‌تر از شکرقندم
به عشقِ پاک کسی جز تو دل نمی‌بندم


به دین این‌همه پیغمبر احتیاجی نیست
همین بس است که اینک تویی خداوندم


همین بس است که هر لحظه‌ای که می‌گذرد
گسستنی نشود با دل تو پیوندم


مرا کمک کن از این پس که گام‌های زمین
نمی‌برند و به مقصد نمی‌رسانندم


همیشه شعر سرودم برای مردم شهر
ولی نه! هیچ‌کدامش نشد خوشایندم


تویی بهانه‌ی این شعرِ خوب باور کن
که در سرودن این شعرها هنرمندم


زنده یاد نجمه زارع


سایر اشعار : نجمه زارع

آن جا که عشق

آن جا که عشق

غزل نیست

که حماسه یی ست ،

هر چیز را

صورت ِ حال

باژگونه خواهد بود :

زندان

باغ ِ آزاده مردم است

و شکنجه و تازیانه و زنجیر

نه وهنی به ساحت ِ آدمی

که معیار ِ ارزش های اوست .

کشتار

تقدس و زهد است و

مرگ

زنده گی ست .

و آن که چوبه ی دار را بیالاید

با مرگی شایسته ی پاکان

به جاودانگان

پیوسته است .

 

آن جا که عشق

غزل نه

حماسه است

هر چیز را

صورت ِ حال

باژگونه خواهد بود :

رسوایی

شهامت است و

سکوت و تحمل

ناتوانی .

از شهری سخن می گویم که در آن ، شهرخدایید !

 

دیری با من سخن به درشتی گفتید ،

خود آیا به دو حرف تاب ِ تان هست ؟

تاب ِ تان هست ؟

 

احمد شاملو