-
رفتن
یکشنبه 14 شهریور 1395 23:43
بعضی از آدم ها با رفتنشان درسی به ما می دهند که اگر می ماندند هرگز آن را نمی آموختیم کارلوس فوئنتس
-
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
یکشنبه 14 شهریور 1395 23:38
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم که هر چه رود در این سرزمین مسافر توست همان بس است که با سجده دانه برچیند کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهم زد خوشا کسی که اگر شاعر است ، شاعر توست که گفته است که من شمع محفل ِ غزلم ؟!...
-
دست هایت
یکشنبه 14 شهریور 1395 23:35
هر آنچه را که به سختی در دست هایت نگاه داشته ای هر آنچه را که به سختی به آن عشق می ورزی هر آنچه را که اکنون به سختی از آن توست رها کن ای مونس من تا به راستی از آن تو باشد یانیس ریتسوس ** یانیس ریتسوس (به یونانی: Γιάννης Ρίτσος) (زاده ۱ مه ۱۹۰۹ - درگذشته ۱۱ نوامبر ۱۹۹۰ در آتن) شاعر معاصر یونانی بود.
-
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد
یکشنبه 14 شهریور 1395 23:32
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد واگر آن آدم کسی باشد که تورا به سکوت تشویق میکند تنهایی تو کامل میشود عباس معروفی
-
نشسته ای و نگاه تو خیره بر ماه است
یکشنبه 14 شهریور 1395 23:29
نشسته ای و نگاه تو خیره بر ماه است همیشه دلخوری ات با سکوت همراه است خدا کند که نبینم هوای تو ابریست ببخش! طاقت این دل عجیب کوتاه است همیشه دل نگران تو بوده ام، کم نیست همیشه دل نگران ِ کسی که در راه است… بتاز اسب خودت را ولی مراقب باش که شرط ِ بردن بازی سلامت شاه است نمی رسد کسی اصلا به قله ی عشقت گناه پای دلم نیست!...
-
عشق مرد ها ...
جمعه 12 شهریور 1395 11:00
عشق برای مرد ها همچون یک زخم عمیق می ماند به همین دلیل بی آنکه چراییش را بدانند از کسی که بیشتر از همه دوست دارند می گریزند آنها از این زخم می هراسند این دست خودشان نیست که بی دلیل همه چیز را ول میکنند و می روند آلبر کامو
-
از عشق سخن باید گفت
جمعه 12 شهریور 1395 10:55
از عشق سخن باید گفت همیشه از عشق سخن باید گفت حتی اگر عاشق نیستی هم از عشق سخن بگو تا دهانت به شیرین ترین شربت های معطر جهان شیرین شود تا خانه ی تاریک قلبت به چراغی که به میهمانی آورده ای روشن شود تا کدورت از قلبت همچو ابلیس از نام خدا بگریزد نادر ابراهیمی
-
اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست
جمعه 12 شهریور 1395 10:49
اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست بدان به خاطر تو انتظار هم خوبست تمام عمر خودم را گریختم از عشق برای ماندن با تو فرار هم خوبست دلم به خلوت تابوت رفت دلتنگم ولی برای دل من مزار هم خوبست دلم گرفت حضور مجددت تب کرد بیا دوباره به اینجا “قرار” هم خوبست سوال حال بدم را نپرس ای خوبم که میرسد نفسی روزگار هم خوبست به عرضتان برسد...
-
بازی دو طرفه
جمعه 12 شهریور 1395 10:44
برای این که آدم کسی را عاشقانه دوست داشته باشد باید سخت به هیجان بیاید وقتی بازی دو طرفه باشد ، ارزش انجامش را دارد ولی اگر قرار باشد آدم به تنهایی بازی کند بازی احمقانه می شود سیمون دوبووار
-
نه! امیدی به شما نیست، حقارت، آزاد
جمعه 12 شهریور 1395 10:40
نه! امیدی به شما نیست، حقارت، آزاد هرچه خواهید بگویید جسارت، آزاد آبروی وطنم یوسف بازار شده ست ثمن بخس، فراوان و تجارت، آزاد شیختان با همه شیرینی و شهرآشوبی فتویِ فتنه فرستاد: شرارت، آزاد راه بر مشت گره کرده ی مردم بستید تا به دشمن شود انگشت اشارت، آزاد حرم از دست حرامی نگرفتیم که باز پیک و پیغام فرستید که غارت، آزاد...
-
با حوصله کیف و چمدانم را بست
جمعه 12 شهریور 1395 10:36
با حوصله کیف و چمدانم را بست - انگار که دست و پای جانم را بست - گفتم که بگویم چقدر دوس…ولی با بوسه ی محکمی دهانم را بست جلیل صفربیگی
-
آسمان شهر ما
جمعه 12 شهریور 1395 10:29
آسمان شهر ما از صبح می بارید خیابان زیر نور نقره صدها چراغ آن شب تن بیمار را با روغن باران جلا می داد در آن خلوت صدای پای ما بود و صفیر باد و تنها چتر سرخ او دم بدرود لب ما را به کار بوسه با هم دید فرخ تمیمی
-
نازنین
جمعه 12 شهریور 1395 10:24
نازنین زیر باران سرانگشتانت بذر کوچک حروف سطرهایی از گل های آفتابگردانند که می رقصند با آفتاب نگاهت نازنین به همین خاطر برایت مشتی واژه از قحط سال شعر آوردم تا زیر بارش سرانگشتانت و شعاع چشمانت قد بکشند و گل های سرخی باشند بر میز کارت شیرکو بی کس ترجمه : فریاد شیری
-
شب فریادی طولانی ست
جمعه 12 شهریور 1395 10:19
اعترافی طولانی ست شب اعترافی طولانی ست فریادی برای رهایی ست شب فریادی برای رهایی ست و فریادی برای بند . شب اعترافی طولانی ست . اگر نخستین شب ِ زندان است یا شام ِ واپسین ــ تا آفتاب ِ دیگر را در چهارراه ها فرایاد آری یا خود به حلقه ی دارش از خاطر ببری ــ ، فریادی بی انتهاست شب فریادی بی انتهاست فریادی از نومیدی فریادی...
-
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
جمعه 12 شهریور 1395 10:17
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و می بیار کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست از چشم خود بپرس که ما را که میکشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست او را به چشم پاک توان دید چون هلال هر دیده...
-
دوستم داشته باش
پنجشنبه 11 شهریور 1395 12:02
احساس سنگ خارا نیست که همین طور بماند و بماند و بماند احساس مثل شاپرک مثل عطر ، می پرد درست توی همان روزهایی که دوستت دارم دوستم داشته باش مهدیه لطیفی
-
اینجا فضاى مجازى است
چهارشنبه 10 شهریور 1395 18:40
مواظب باش اینجا فضاى مجازى است نکند در عمق تنهاییت چمدان دل تنگیهایت را به نغمه نغمههای پوچ و غیرحقیقى ببندی یادت باشداینجا هر که هر چه میخواهد می تواند باشد قاضی، وکیل، نویسنده، شاعر هنرپیشه، خواننده، مشاور، دکتر، متخصص ،استاد اینجا حتى آدمها به راحتى تغییر جنسیت مى دهند زنها مرد مى شوند و مردها زن اما تو باور...
-
راستش را بگو
چهارشنبه 10 شهریور 1395 17:24
راستش را بگو زمانی که دوستم داشتی سعی می کردی چه کسی را فراموش کنی؟ قهرمان تازه اوغلو مترجم : سینا عباسی
-
اولین بارکه مرادیدی بی جان بودم
چهارشنبه 10 شهریور 1395 16:59
اولین بارکه مرادیدی بی جان بودم روحی درونم دمیده نبود چشمانم کسوف بود ولبانم سرگردان صحرای حجاز اولین بار که دیدمت ستاره ای روی دوش تو بود ازکهکشان های عاشق از خلقت خدایی دیگر که در این هستی نمی گنجید روح درونم دمیدی لبانم را سیراب اقیانوس آرامت کردی جشمانم را سرشار از حرارت خورشید کردی آنگاه مرا رها کردی با سنگی روی...
-
دلتنگ آن مباش که شب بی ستاره است
چهارشنبه 10 شهریور 1395 16:44
دلتنگ آن مباش که شب بی ستاره است گاهی زبان عشق فقط یک اشاره است محمدرضا عبدالملکیان
-
گرچه هرشب استکان بر استکانت می زنند
چهارشنبه 10 شهریور 1395 16:36
گرچه هرشب استکان بر استکانت می زنند هرچه تنهاتر شوی آتش به جانت می زنند تا بریزی دردهایت را درونِ دایره جای همدردی فقط زخم زبانت می زنند آه! قدری فرق دارد زخم خنجرهایشان دوستانت پا به پای دشمنانت می زنند امید صباغ نو
-
نه سیب نه گندم است بین من و تو
چهارشنبه 10 شهریور 1395 16:32
نه سیب نه گندم است بین من و تو بین من و تو گم است بین من وتو این عشق که دیگران از او می گویند یک سوءتفاهم است بین من و تو جلیل صفربیگی
-
ای رفیق ِ همیشه ی تیشه !
چهارشنبه 10 شهریور 1395 16:30
بشنو اکنون که زیر زخم تبر این درخت جوان ، چه می گوید : هر نهالی که بر کنند ، به جاش جنگلی سرکشیده ، می روید های جلاد سروهای جوان ! ای رفیق ِ همیشه ی تیشه ! باش تا برکنیم ات از ریشه ! حسین منزوی سایر اشعار : حسین منزوی
-
دردم را پیش کدام دوست بگویم
چهارشنبه 10 شهریور 1395 16:26
دردم را پیش کدام دوست بگویم که دشمنم نباشد ؟ از درد دوست پیش کدام دشمن بگویم که دوستم نباشد ؟ پیش کدام بگویم از پشت ، تمام خنجرها اعتماد بیرون زده است و رازهای من فقط از دهانی شنیده می شود که نامش را خودم تنهایی گذاشته ام منیره حسینی
-
زنده ام ،هرچه زدی تیغه به شریان نرسید
سهشنبه 9 شهریور 1395 12:32
زنده ام ،هرچه زدی تیغه به شریان نرسید خیز بردار ببینم خطری هم داری؟ زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم عشق من ، ارّه ی تن تیز تری هم داری؟ علیرضا آذر
-
زندگی قافیه شعر من است
سهشنبه 9 شهریور 1395 12:19
زندگی قافیه شعر من است شعر من وصف دل آرایی توست در ازل شاید این سرنوشت من بود می سرایم به امیدی که تو خوانی ور نه آخرین مصرع من قافیهاش ، مردن بود حمید مصدق
-
احساس می کنم
سهشنبه 9 شهریور 1395 12:13
احساس می کنم کسی که نیست کسی که هست را از پای در می آورد گروس عبدالملکیان ** گروس عبدالملکیان (زاده ۱۸ مهر ۱۳۵۹ در تهران) شاعر ایرانی و دبیر بخش شعر نشر چشمه است. او فرزند محمدرضا عبدالملکیان شاعر معاصر ایرانی است.
-
تمام عمر من انگار در غم و درد است
سهشنبه 9 شهریور 1395 12:04
تمام عمر من انگار در غم و درد است مرا غروب تو صد سال پیرتر کرده است تمام خاطرهها پیش روی چشم منند زبان گشوده به تکرار: او چه نامرد است ـ بیا و پاره کن این نامه را نمیبینی؟ دو سال میشود او نامهای نیاورده است…؟ همیشه گفتهام اما نمیشود انگار دل تو سخت مرا پایبند خود کرده است تمام میشود این قصه آه حرف بزن فقط نپرس...
-
قرینه است
سهشنبه 9 شهریور 1395 11:52
قرینه است ، این درخت ُ آن درخت ، بر آبی بی انتهای بالاتر ! تنها جای تو خالی ست ، سبزه قبای خواب ُ خیال ِ من ! و دوباره خش خش ِ گربه ی یاد ِ تو که به حیاط ِ دلم برگشته است ! می نشینم و در جمعیت نیمه روشن ِ آن سوی پنجره در ایستگاه دنبال کسی شبیه ِ تو می گردم . . . و خوب می دانم که کسی کـَـس نمی شود زیرا هیچ انسانی قادر...
-
بگو دوستت دارم
سهشنبه 9 شهریور 1395 11:47
بگو دوستت دارم و بگذار این واژه تا زیر خاک هم با ما بیاید با ما دوباره متولد شود این بار درختی شویم که شاخه هایش انگشتان من باشند برگ هایش موهای تو بگو دوستت دارم تا فردا همه باور کنند آواز دو پرنده که در قلب درختی لانه کرده اند چیزی جز "دوستت دارم" نیست محسن حسینخانی