اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

دست ها راست تر می گویند

دست ها راست تر می گویند
تا چشم ها
من زنان زیادی را می شناسم
و مردانی را
که عشق به چشم ها می چسبانند
به گاهِ نگاه هایشان
و دست هایشان
مجسمه هایی ست
فلزی
رها شده در سرزمین های قطبی
با دست هایت
هزارباره مرور کن مرا

مهدیه لطیفی


به صد مرگ سخت

به صد مرگ سخت

به صد مرگ ِ سخت تر

در زندگی لحظاتی هست

که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند !

خاطره یی شاید …

رویایی …

اتفاقی …

 

حسین پناهی


آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب 
و بگذار تو را بکشد 
بگذار غرقت کند
در آن چه که هستی 
بگذار بر شانه هایت بچسبد 
سنگینت کند 
تو را به سمت پوچی ببرد 
بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد 
زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت 
دیر یا زود 
اما چه بهتر
آنچه دوستش میداری  بکشدت

چارلز بوکوفسکی


اشتباه از ما بود

اشتباه از ما بود

 اشتباه از ما بود که خواب سر چشمه را

در خیال پیاله میدیدیــــم.

دستهامان خالی ..

دلهامان پر ..

گفتگوهامان مثلآ یعنی ما .

کاش می دانستیمهیـــچپروانه ای

پریروزپیلگی خویش را به یاد نمی آورد.

حالا مهم نیست که تشنه بهرویایآب می میریم.

از خانهکه می آیی ؛

یک دستمال سفید ،

پاکتی سیگار ،

گزین شعرفروغ

و تحملی طولانی بیاور ….

احتمال گریستن ما بسیار است !


سیدعلی صالحی


محبوب من

محبوبِ من
اگر به تو دروغ بگویم
زبانم از بیخ و بن بریده شود
و از سعادت کلامِ " دوستت دارم " محروم بماند

محبوبِ من
اگر دروغ برایت بنویسم
دستانم بخشکند 
و از سعادت نوازشت محروم بمانند

محبوب من
اگر چشمانم به تو دروغ بگویند
همچون دو اشکِ مایوس ، جاری شوند بر کف دستانم
ودیدارت نصیبشان نشود

ناظم حکمت
ترجمه : فرشته درویشوند


مثل همین باران بی‌سوال

چقدر این دوست‌داشتن‌های بی‌دلیل

… خوب است

مثل همین باران بی‌سوال

که هی می‌بارد ….

که هی اتفاقا آرام و

شمرده

شمرده

می‌بارد….

 

سیدعلی صالحی


آنکه عاشقترست قوی ترست

خیلی چیزها شروع میکنند به افتادن
مثل فصلها ، برگها
روزها و شبها
و بعد دوباره برمیخیزند
آن افتادنها بیصداست
اما افتادن قلب مرا همه شنیدند
انکار نمیکنم
عاشقت هستم
آنکه عاشقترست قوی ترست 

چیستا یثربی


همیشه در من

همیشه در من
اندوهى بود
به جا مانده از حرف هایى
که نتوانسته بودم
به تمامى آن ها را بر زبان بیاورم

صباح الدین على
ترجمه : سیامک تقی زاده


دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینم

دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمی‌بینم


دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی‌آید

دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی‌بینم


مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده

ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی‌بینم


مدارا می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم

تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم


خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه

که من تا آشنا گشتم دل خرم نمی‌بینم


نم چشم آبروی من ببرد از بس که می‌گریم

چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمی‌بینم


کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد

به امید دمی با دوست وان دم هم نمی‌بینم


سعدی

خورشید مردّد است، کمرنگ شده

خورشید مردّد است، کمرنگ شده

هر چیز که دست می زنم سنگ شده

انگار که حال و روز دنیا خوش نیست

شاید که دلت برای من تنگ شده

 

سیدمهدی موسوی