اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

حواست باشد اگر دلم گرفت

حواست باشد اگر دلم گرفت،
بارانی بلند بپوشی
و همیشه چند نخ سیگار
برای کشیدن بار این‌همه خاطره داشته‌باشی 
این‌روزها دلم که می‌گیرد، نگرانت می‌شوم
و می‌دانم این‌همه ابر را
برای قشنگی گوشۀ آسمان نگذاشته‌اند.

لیلا کردبچه

صفایِ جانِ پاکت ماندنی تر

صفایِ جانِ پاکت ماندنی تر

تنت با برگِ گل پوشاندنی تر


غزل هایِ نگاهِ آتشین ات

برای عاشقانت خواندنی تر 


جواد مزنگی

زدم به جاده عشقت پیاده در باران

زدم به جاده عشقت پیاده در باران

به شوق لحظه دیدار ساده در باران

 

در این طراوت نمناک در دلم سبز است

امید حادثه ای فوق العاده در باران

 

ببین که آینه بی قراری ام شده است

زلال صورت نمناک جاده در باران

 

ز پشت پنجره کلبه ات نگاهی کن

ببین چه سبز بهار ایستاده در باران!

 

اشاره ای، که گره خورده با نگاهت باز

نگاه مرد دل از دست داده در باران

 

ز بی تفاوتی ات ای پری قصه من

شکست شوکت یک شاهزاده در باران

 

سیدمحمد بابامیری


بی‌وزن

بی‌وزن،‌ در مسیری تازه و سیال

به سمت فضایی روان

گام برمی‌دارم

شهری – هنوز طبیعی و زنده –

در برابر است

کوتاه‌ترین راه

به این شهر ِ بی‌نظیر

خواب است.


اقبال معتضدی


لبخند بی‌فایده است

لبخند
بی‌فایده است

کسی که دلت را می‌خواند
به چهره‌ات نگاه نمی‌کند

و تو
در برابر او
راهی برای پنهان‌کاری نداری

نترس
با رازهایت کاری ندارد
کمی مرتبشان می‌کند
آنهایی را که خودت هم ندیده‌ای
نشانت می‌دهد
می‌بوسدت
و منتظرِ دستهایت می‌ماند

و تو
در برابرِ امنیتِ او
بی‌دفاع‌ترین زنِ جهانی

افشین یداللهی


مرگ همان ارزشی را دارد که زندگی…

مرگ همان ارزشی را دارد

که زندگی….

وقتی که به درد هیچ چیز نمی خوریم

مرگ می آید

و ما را برمی دارد

و می رود.

 

میلان تئودور

ترجمه : انوشیروان سرحدی


مردن که کاری ندارد

مردن که کاری ندارد
فقط بگو بمیر
دراز می کشم و
می میرم
دوست داشتنت  
این حرف ها سرش نمی شود
اگر بخواهی
حتا جهنم را
به آتش می کشم

محمد جنت امانی


غیبت تو

غیبت تو

از مرگ من می گذرد

در این بازی

هیچ رمزی

هیچ جانشینی وجود ندارد

چاقو به هدف اصابت کرده است

 

 فرانسیس هاروویتز

ترجمه : انوشیروان سرحدی


به کجا چنین شتابان؟

-“به کجا چنین شتابان؟”

گون از نسیم پرسید.

-“دل من گرفته زینجا,

هوس سفر نداری

ز غبار این بیابان؟”

-” همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم…”

-“‌به کجا چنین شتابان؟”

-“به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم…”

-“سفرت به خیر اما ,تو و دوستی , خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ,

به شکوفه ها, به باران,

برسان سلام ما را.”

 

محمدرضا شفیعی کدکنی


لابد دوستت دارم هنوز

لابد دوستت دارم هنوز
که هنوز 
فکر می کنم 
از هزار و صد نسخه ی این شعر 
یک نسخه را 
تو به خانه می بری
و تو تنها تو می فهمی
چند جای این شعر
خط خورده است


لیلا کردبچه