اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

بغض خاموشم و آوا شدنم نزدیک است

بغض خاموشم و آوا شدنم نزدیک است

گره ی کورم اگر، واشدنم نزدیک است

 

شهر من گم شده زیر تلی از خاکستر

در پی ام هستی و پیدا شدنم نزدیک است

 

عشق  چادر زده چندی ست حوالی دلم

مژدگانی بده بر پا شدنم نزدیک است

 

" فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم   "

عاشقت هستم و رسوا شدنم نزدیک است

 

وصلت دست من و چاک گریبان شما

شک ندارم که زلیخا شدنم نزدیک است


بهروز آورزمان


چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

 

تو شهی و کشور جان تو را ، تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را ، که نظر به حال گدا کنی

 

ز تو گر تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

 

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون

شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

 

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

 

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران

قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی

 

هاتف اصفهانی


دوستت دارم

نه نثر ، نثر خواهد بود
و نه شعر ، شعر
اگر آهسته
در گوشم بگویی 
دوستت دارم 

محمود درویش

مترجم : بابک شاکر


دنبال مقصر می گردی

دنبال مقصر می گردی
راه دوری نرو
غیر از خودت کسی تقصیری نداشت
او فقط به تو کمی امید داد
تو در مقابل
همه چیزت را 

جمال ثریا
مترجم : سیامک تقی‌زاده


دیشب دوباره

دیشب دوباره

گویا خودم را خواب دیدم:

در آسمان پر می‌کشیدم

و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم

و صبح چون از جا پریدم

در رختخوابم

یک مشت پر دیدم

یک مشت پر، گرم و پراکنده

پایین بالش

در رختخواب من نفس می‌زد

 

آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه

بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم

بر شانه‌هایم

انگار جای خالی چیزی

چیزی شبیه بال

احساس می‌کردم!


 زنده یاد قیصر امین پور


بگذار در قشنگ ترین اشتباه من

بگذار در قشنگ ترین اشتباه من

آتش بگیرد از تو دل سربراه من

 

چشمم نسیم می شود آنقدر می وزد

تا روسریت حل بشود در نگاه من

 

آن وقت در رگم بشتابد، تپش کند

تا وقت مرگ موی تو، خون سیاه من

 

بر عکس آخر همه قصه های تلخ

شاید شبی به چنگ من افتاد ماه من

 

روزی مگر خود تو دچارم نکرده ای؟

از چاله در بیا که بیفتی به چاه من

 

داغ مرا به دوش بکش سالهای سال

ای شانه هات مهر شده با گناه من

 

مهدی فرجی


تمامی روحت

بهتر است که
هرگز تمامی روحت را برای یک مرد
که چیزی از عشق نمی‌داند
عریان نکنی
تحمل تجاوز به روح
از هضم تجاوز به جسم
صدها برابر بدتر است

فرانتس کافکا


لب های تو

لب های تو
روزهای قرمز تقویم منند
برای بوسیدنشان
باید همه چیز را
تعطیل کرد

محسن حسینخانی


غاری یک نفره ام

غاری یک نفره ام

در طبقه ی دوم آپارتمانی

در محله ای شلوغ

صبح ها

بیرون می زنم از خودم

دنبال کوهی

که جا برای غاری یک نفره داشته باشد

شب ها

بر می گردم به خودم

آتش روشن می کنم

و روی دیواره هایم

طرحی می کشم

از معشوقه ای

که ندارم


جلیل صفربیگی


روزی هزاربار

کافی‌ست روزی هزاربار

لب‌ها و دندان‌هایت را در آینه امتحان کنی

و خودت تشخیص دهی کدام شکلک است و کدام خنده،

و یادت باشد پدرت

چگونه هرشب خنده‌های مصنوعی‌اش را

در لیوان آب خیس می‌کرد

تا صبح‌ها لبخند تازه‌تری به اداره‌اش ببرد

این‌روزها در آینه لبخند می‌زنم،

پاورچین‌پاورچین از خانه بیرون می‌روم

و مراقبم

چیزی از دهانم نیفتد.


لیلا کردبچه