اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

کدام چشم بد آیا.... کدام دست شکست؟

کدام چشم بد آیا.... کدام دست شکست؟

دوباره شیشه ی ما را کدام مست شکست؟


هزار تُنگ به هم آمدیم، شد دریا

بلند همت ما را کدام پست شکست؟


همیشه در پس پرده دو چشم پنهان است

چه غم از اینکه در این سو هرآنچه هست شکست؟


چه ساده لوح کسی که به موج پشت کند

به روی باد دری را هر آنکه بست شکست


خلاف منطق معمولتان در این قصه

بت این چنین سرِپا ماند و بت پرست شکست


دل من آینه سان غرق در تجلی بود

به محض اینکه غباری بر او نشست شکست


غلامرضا طریقی

من از تو هیچ به جز بودنت نمی خواهم

من از تو هیچ به جز بودنت نمی خواهم


من از تو هیچ -به جز بودنت- نمی خواهم

تمام عمر در آغوشم استراحت کن...


امید صباغ نو

موج دریای جنون واقف آرامش نیست

موج دریای جنون واقف آرامش نیست


موج دریای جنون واقف آرامش نیست

آن حبابم که نفس تازه کند می میرد


مجید افشاری

** مجید افشاری برادر احسان افشاری از شعرای عزیز کشورمان است.

خیالی نیست؛ دیگر درد هایم را نمی گویم

خیالی نیست؛ دیگر درد هایم را نمی گویم


خیالی نیست؛ دیگر درد هایم را نمی گویم

به روی دردهای کهنه ام تشدید بگذارید


امید صباغ نو

تو همچون دیگران رفتی ، ولی من همچنان ماندم

تو همچون دیگران رفتی ، ولی من همچنان ماندم

چنان که آمدم تا انتهای داستان ماندم

 

مرا تنها رها کردی شبی و بی خبر رفتی

بلاتکلیف من بین زمین و آسمان ماندم

 

تو را گم کرده ام آنگونه که گم کرده ام خود را

نشانی نیست از تو آنچنان که بی نشان ماندم

 

تو را صد حنجره آواز تا شیراز با خود برد

و من چون بغض کوری در گلوی اصفهان ماندم

 

تو با اسب سفید بال دار آرزو رفتی

و من با چرخش کالسکه در نقش جهان ماندم

 

نه حالا ، بلکه عمری با دل من این چنین بودی

نبودی هر زمان بودم ، نماندی هر زمان ماندم

 

به اخم خود به من گفتی که از پیشم برو ! رفتم

ولی با چشم هایت لحظه ای گفتی بمان! ماندم

 

اگر بار گران بودی… اگر نامهربان بودی …

تو گفتی می روی اما من ای نامهربان ماندم !

 

علی ثابت قدم


در کار این دنیا چه گفتند؟

پیشینیان با ما

در کار این دنیا چه گفتند؟

گفتند : باید سوخت

گفتند : باید ساخت

گفتیم : باید سوخت،

اما نه با دنیا

که دنیا را !

گفتیم : باید ساخت

اما نه با دنیا

که دنیا را !


قیصر امین ‌پور


این واژگان هر آنچه که دارند می دهند

این واژگان هر آنچه که دارند می دهند

تا شعر ها مرا به تو پیوند می دهند

 

حتی برای کشتنم این دشمنان هنوز

تنها مرا به جان تو سو گند می دهند

 

با این گدازه ها چه کنم ؟دردهای من

بوی گدازه های دماوند می دهند

 

از مادرت بپرس که در وادی شما

یک قلب واژگون شده را چند می دهند؟

 

دیوانگی مجال غریبی است عشق من!

زنجیرها مدام مرا پند می دهند  …

 

مهتاب بازوند


چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟

چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟

کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟

 

برای لحظه ی اول که دیدمت ناگاه

نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟

 

گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد

کسی که پای دلش مانده است یعنی چه؟

 

گلایه می کند از گریه ام خدا اما

زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟

 

تو را که ترک کنم تازه بعد می فهمی

که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه؟

 

الهام دیداریان


زخم

جای دقیق 
زخم های مرا 
تو فقط می دانستی 
بی انصاف 
چرا با رفتنت 
زخم روی زخم گذاشتی ؟ 

مینا آقازاده


خیالی نیست؛ دیگر درد هایم را نمی گویم

خیالی نیست؛ دیگر درد هایم را نمی گویم

به روی دردهای کهنه ام تشدید بگذارید


ببخشیدم! برای این که بخشش از بزرگان است

خطاهای مرا پای خطای دید بگذارید


امید صباغ نو