اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

حس تکرار نشدنی

آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه می کنه،دیگه نمی تونه اون حس رو با کس دیگه ای تجربه کنه.
بعضی حس ها خاص و ناب هستند؛

مثل بعضی آدم ها !


ویسلاوا شیمبورسکا"


آستین خیس پیراهنم

آستین خیس پیراهنم

طعم شور عشق می دهد

 گریه کجا بود!

یادت رفته سفر سه روزه ات را !؟

دلتنگی ات، جاده ها را چقدر بارانی کرد!؟

بعد گفتی:

مرد که گریه نمی کند!

گفتم:

گریه نیست عزیزکم

فقط چشم هایم به دور شدنت کمی آلرژی دارند!

حالا دور شدنت خیلی طولانی شده

می ترسم،

تمام جاده ها را آب ببرد!

 

"محسن حسینخانی"


ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ...

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ...

ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ

ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﯼ ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﺍﯼ!

 

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ...

ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﯼ ﻛﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ!

 

ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ...

ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ

ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺏ ﺍﻧﺪ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ...

 

"ﭘﺮﻭﯾﺰ ﺻﺎﺩﻗﯽ"


آخرین بار

آخرین بار
که داشتی تنت را
به من شیرفهم می‌کردی
فهمیدم پرواز
دست‌نیافتنی نیست
پرنده‌ام را بغل کردم
و در عطر نارنج‌هات
شناور شدم.

"عباس معروفی"


نه رقص بی اراده ی چین های دامنم

نه رقص بی اراده ی چین های دامنم
نه رد بوسه ای که به جا مانده بر تنم


نه تاج گل، نه تور، نه پیراهن سفید
نه رنگ تازه ای که به موهام می زنم


چیزی به جز خیال تو باعث نمی شود
گاهی به یاد داشته باشم که یک زنم


وقتی که هستی و شب و روزم پراز غم است
وقتی تو را نداشته باشم چه می کنم ! ؟


ای بادها! چگونه به من یاد می دهید
این خانه را به عطر تن او بیآکنم؟


ای ابرها که روی سرش چتر می شوید
از روشنایی تن او دل نمی کنم
#
گاهی بتاب طعم دهانم عوض شود
لیموی باغ میوه ی خاموش و روشنم!


"شیرین خسروی"


ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻨﺸﯿﻦ

ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻟﺐ ﻫﺎﺕ

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻩ؟

ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ

ﺩﻟﺘﻨﮓ "ﺗـــﻮ" ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ

ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ؟

یک‌بار ﺑﺨﻮﺍﺏ،

ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ

ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ...

 

"ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ"


گاهی تصور کن

گاهی تصور کن

زنی را

نه زشت نه زیبا

درست شبیه به من!

زنی که چشم هایش

هنوز دوره ‌گردِ نگاهِ تـوست

و هر شب

پرسه گردِ خیالی است

که بی تـو

به رویایی ختم نمی شود!

زنی که هر روز خودش را

دار می زند با مژه هایت

و جان می سپارد

در شبِ چشم هایِ تـو!

زنی که بیگانه شد با خود

وقتی که دیگر لب هایت

نامش را

به نجوایی درآغوش نکشید!

زنی که هر روز با اشک هایش

سیلی می زند برگونه های خود...

زنی فراموش کار

که تکه ای از تن اش را

درست همان جا که می تپد در سینه

جاگذاشت، در میان آغوشِ تـو!

زنی که با من در جدال است هر دم

که تویی را بهانه می کند، دم به دم!

زنی که

هیچ ...

گاهی به یادش باش!

 

"مریم یزدانی"


اگر لازم باشد زنانه فکر می کنم

اگر لازم باشد زنانه فکر می کنم

و چون سوزنی در خیالت فرو می روم

به دکمه های لباست دست می کشم

و زندگی را بیدار می کنم.


می‌بوسمت؛

آنقدر که

دهانم را با دهان تو

اشتباه بگیرند.


"غلامرضا بروسان"

از کتاب: مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است

 انتشارات فرهنگ تارا


عاشقی ناگزیرم

سیبی هستی آویزان
از شاخه‌ای در آسمان
باور کن
عابد نیستم
عاشقی ناگزیرم
که چنین دست‌هایم را
به چیدن تو
بلند کرده‌ام.


"ابوالقاسم تقوایی"


شبیه قطره بارانی که آهن را نمی‌فهمد

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی‌فهمد

دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی‌فهمد


نگاهی شیشه‌ای دارم، به سنگ مردمک‌هایت

الفبای دلت معنای «نشکن»! را نمی‌فهمد


هزاران بار دیگر هم بگویی «دوستت دارم»

کسی معنای این حرف مبرهن را نمی‌فهمد


من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دل‌هاشان

محبت مانده شمشیری که گردن را نمی‌فهمد


چراغ چشم‌هایت را برایم پست کن دیگر

نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی‌فهمد


دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می‌گویم

فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی‌فهمد


برای خویش دنیایی، شبیه آرزو دارم

کسی من را نمی‌فهمد، کسی من را نمی‌فهمد


"نجمه زارع"