-
دختر جهان را برای خدا زیبا کرد
پنجشنبه 14 مرداد 1395 11:20
جهان را بدون ناخنهای لاک زده بدون کفشهای پاشنه بلند بدون النگو و بدون گل سر تصور کن خدا دختر را آفرید دختر جهان را برای خدا زیبا کرد احسان پرسا سایر اشعار : احسان پرسا
-
دخترها
پنجشنبه 14 مرداد 1395 11:13
هیچ عروسکی پیر نمی شود دخترها مهربان ترین مادرانند… احسان پرسا سایر اشعار : احسان پرسا
-
کدام چشم بد آیا؟ کدام دست شکست؟
چهارشنبه 13 مرداد 1395 10:29
کدام چشم بد آیا؟ کدام دست شکست؟ دوباره شیشه ی ما را کدام مست شکست؟ هزار تُنگ به هم آمدیم، شد دریا بلند همت ما را کدام پست شکست؟ همیشه در پس پرده دو چشم پنهان است چه غم از اینکه در این سو هر آنچه هست شکست؟ چه ساده لوح کسی که به موج پشت کند به روی باد دری را هر آنکه بست شکست خلاف منطق معمولتان در این قصه بت این چنین...
-
فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم
چهارشنبه 13 مرداد 1395 10:23
فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم دیگر به فکر هم نفسی جز تو نیستم عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم بعد از چقدر این طرف و آن طرف زدن فهمیده ام که در هوسی جز تو نیستم یک آسمان اگر چه به رویم گشوده اند من راضی ام که در قفسی جز تو نیستم حالا خیالم از تو که راحت شود، عزیز! دیگر به فکر هیچ کسی...
-
با من بگو که همرهِ من پیر می شوی
چهارشنبه 13 مرداد 1395 10:15
با من بگو که همرهِ من پیر می شوی یا آنکه بینِ راه، ز من سیر می شوی؟! ای ماهِ دوردستِ من، ای ماهیِ گُریز! کی در میانِ بِرکه به زنجیر می شوی؟! چون چکه ای ز نور، درآیینه می چِکی آنگاه مثلِ آینه تکثیر می شوی رویای صادقی که سرانجام می رسی یک خوابِ عاشقانه که تعبیر می شوی چین می خورَد نگاهِ غم انگیزِ آینه وقتی ز دستِ آینه...
-
کجاست جرات قندی که حل شود امروز
سهشنبه 12 مرداد 1395 19:24
کجاست جرات قندی که حل شود امروز درون شیشه ی قلبی که صد ترک دارد؟ نوار قلب مرا صاف کرده این دنیا به زنده بودن من سال هاست شک دارد... . امید صباغ نو از کتاب خود زنی سایر اشعار : امید صباغ نو
-
چون غنچه ی لب دوخته دارم دل تنگی
سهشنبه 12 مرداد 1395 19:09
چون غنچه ی لب دوخته دارم دل تنگی افتاده ام افسوس به دام دل سنگی در راه توام ، آینه ی چشم به راهی در کوی توام،پنجره ی گوش به زنگی زیباتر و بالاتر و رعناتر از اویی بر بام تو ای ماه ! کمین کرده پلنگی یک روز اگر سادگی ات ورد زبان بود می بینمت ای آینه هر روز به رنگی مات رخ ماه توام افسوس که دستی در برکه ی آرامشم انداخته...
-
کدام پل
سهشنبه 12 مرداد 1395 15:03
دختران شهر به روستا فکر مى کنند دختران روستا در آرزوى شهر مى میرند مردان کوچک به آسایشِ مردان بزرگ فکر مى کنند مردان بزرگ در آرزوى آرامشِ مردان کوچک مى میرند کدام پل در کجاى جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمى رسد گروس عبدالملکیان از کتابِ "رنگ هاى رفته دنیا" سایر اشعار : گروس عبدالملکیان
-
بلاتکلیف مانده ام
سهشنبه 12 مرداد 1395 11:41
بلاتکلیف مانده ام میان آدم ها آدمند یا بازیگر و من لا بلا ى این همه دوست و آشنا دچار غربتم، به چه عاشقی کنم که عشق اندوه رنجواره من است من تلخ تر از عشق به آدمی چیزی نچشیده ام... امیر وجود سایر اشعار : امیر وجود
-
با یاد شانه های تو سر آفریده است
سهشنبه 12 مرداد 1395 11:33
با یاد شانه های تو سر آفریده است ایزد چه قدر شانه به سر آفریده است معجون سرنوشت مرا با سرشت تو بی شک به شکل شیر و شکر آفریده است پای مرا برای دویدن به سوی تو پای تو را برای سفر آفریده است لبخند را به روی لبانت چه پایدار اخم تو را چه زودگذر آفریده است هر چیز را که یک سر سوزن شبیه توست خوب آفریده است ـ اگر آفریده است ـ...
-
گوشه ی ابرو که با چشمت تبانی میکند
سهشنبه 12 مرداد 1395 11:28
گوشه ی ابرو که با چشمت تبانی میکند این دل خاموش را آتشفشانی میکند عاشقت نصف جهان هستند اما آخرش لهجه ات آن نصفه را هم اصفهانی میکند چای را بی پولکی خوردن صفا دارد، اگر حبه قندی مثل تو، شیرین زبانی میکند ماه من! شعرم زمینی بود، اما آخرش عشق تو یک روز ما را آسمانی میکند قاسم صرافان سایر اشعار : قاسم صرافان
-
این روزها ...
دوشنبه 11 مرداد 1395 15:31
این روزها که جرأت دیوانگی کم است بگذار باز هم به تو برگردم بگذار دست کم گاهی تو را به خواب ببینم بگذار در خیال تو باشم بگذار بگذریم این روزها خیلی برای گریه دلم تنگ است قیصر امین پور سایر اشعار : قیصر امین پور
-
با خلوص نیت از دل عشق ورزیدم ولی
دوشنبه 11 مرداد 1395 15:21
با خلوص نیت از دل عشق ورزیدم ولی پیش پا از عشق خود هر روز دامی دیده ام این خیانـت بود نه باور نخواهم کرد آه اعتماد خویش را در اوج خامی دیده ام؟ فرشته خدابنده سایر اشعار : فرشته خدابنده
-
زمانی از آن تو باشم
دوشنبه 11 مرداد 1395 14:50
اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم اجازه بده گاهی ، زمانی از آن تو باشم واگر نمی توانم گاهی ، زمانی از آن تو باشم بگذار هر وقت که تو می گویی ، کنار تو باشم اگر نمی توانم عشق راستین تو باشم بگذار باعث سرگرمی تو باشم اگر نمی توانم دوست خوب و پاک تو باشم اجازه بده دوست پست و کثیف تو باشم اما مرا اینطوری ترک نکن بگذار دست کم...
-
ما در ظلمتایم
دوشنبه 11 مرداد 1395 14:43
ما در ظلمتایم بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت ما تنهاییم چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند عشقهای معصوم ، بیکار و بی انگیزهاند و دوست داشتن از سفرهای دراز تهیدست باز میگردد دیگر امید درودی نیست امید نوازشی نیست احمد شاملو سایر اشعار : احمد شاملو
-
نامه های احمد شاملو به آیدا - سه
دوشنبه 11 مرداد 1395 14:37
آیدای خوب من! روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس می کنم که شعر، دوباره در من جوانه می زند. به بهار می مانی که چون می آید، درخت خشکیده شکوفه می کند. برای فردای مان چه رویاها در سر دارم! آن رنگین کمان دوردستی که خانه ی ماست، و در آن، شعر و موسیقی لبان یکدیگر را می بوسند و در وجود یکدیگر آب می شوند...
-
میان بازوان تو امنیتیست
دوشنبه 11 مرداد 1395 12:16
من از رعد و برق نمیترسم امّا میان بازوان تو امنیتیست که ترس را زیبا میکند لیلا کردبچه سایر اشعار : لیلا کردبچه
-
شب است و در سکوت خانه فکر تازه ای دارم:
دوشنبه 11 مرداد 1395 11:44
شب است و در سکوت خانه فکر تازه ای دارم: بریزم هرچه دارم پیش روی دست و دل بازت! بیا افشا کنیم احساس مان را چون که می ترسم- "برادر خوانده" هایم پرده بردارند از رازت... امید صباغ نو سایر اشعار : امید صباغ نو
-
سودی ندارد گریه بر این حال افسرده
دوشنبه 11 مرداد 1395 11:33
سودی ندارد گریه بر این حال افسرده کم آب در گلدان بریز این غنچه پژمرده آن تختِ جمشیدم که هرکس آمده از راه یک گوشه از ویرانی ام را با خودش برده روزی شکوهی داشتم اما نماند افسوس از آن شکوهم جز ستونهایی ترک خورده حالا تو هم زخمی بزن تا خنجری داری حالا که قدرت رو به دستان تو آوُرده قلب مرا بشکن که در عالم نخواهد دید لطف...
-
در جانی و بی تو غرق در آشوبم
دوشنبه 11 مرداد 1395 11:03
در جانی و بی تو غرق در آشوبم با مهر تو در شرایطی مطلوبم بر سر در قلب عاشقم نامت را با نقش ظریفی از طلا میکوبم جواد مزنگی سایر اشعار : جواد مزنگی
-
مزرعه
دوشنبه 11 مرداد 1395 10:56
مزرعه دار کنار گاری خرمن دراز به دراز افتاده تو گویی هزار سال مرده است کلاغی برای پراندن نیست مترسکی برای ترساندن نیست با خود فکر میکنم آیا همچنان به مزرعه ای که چیزی تهدیدش نمی کند و چیزی مراقبش نیست می توان مزرعه گفت؟ احسان افشاری سایر اشعار : احسان افشاری
-
زندگى
یکشنبه 10 مرداد 1395 15:06
موضوع غم انگیز در خصوص زندگى، کوتاه بودن آن نیست بلکه غم انگیز آن است که ما زندگى را خیلى دیر شروع مى کنیم! برتولت برشت سایر اشعار : ﺑﺮﺗﻮﻟﺖ ﺑﺮﺷﺖ
-
کینه
یکشنبه 10 مرداد 1395 12:11
دیگرانی همیشه هستند که بار کینه را به کنایه بر زبان می آورند. این دیگران به گمان خود زیرکند! غافل از اینکه نه زیرک، دو رویه اند. جرأت یکرویگی شان نیست! محمود دولت آبادی از کتاب جای خالی سلوچ
-
بیا وداع کنیم ...
یکشنبه 10 مرداد 1395 12:08
بیا وداع کنیم ... بیا وداع کنیم ... اگر بنا باشد کسی از ما بماند ... همان به که تو بمانی ... "کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق" من ! محمود دولت آبادی از کتاب کلیدر
-
محمود دولتآبادی
یکشنبه 10 مرداد 1395 11:21
محمود دولتآبادی (زادهٔ ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ دولتآباد سبزوار) نویسنده، نمایشنامه نویس و فیلمنامهنویس اهل ایران است. رمان بلند (ده جلدی) کلیدر مشهورترین و با ارزشترین اثر دولتآبادی میباشد، کلیدر، دولتآبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد. آثار دولتآبادی به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی،...
-
فردا روز دیگریست
شنبه 9 مرداد 1395 16:49
سالها گذشت و هی گفتیم فردا روز دیگریست روزها یمان گذشت و هیچ کس، هیچ کس را نفهمید. امیروجود سایر اشعار : امیر وجود
-
تنهایی
شنبه 9 مرداد 1395 16:18
تنهایی هر روز صبح از خواب بیدارم می کند مرا در آغوش می گیرد و می گوید: چیزی نیست عزیزم ، خواب بد دیده ای، با هم چای می خوریم درد دل می کنیم و داریم در کنار هم بزرگ می شویم. خانه ام کوچک شده است برای تنهاییم آیینه، تنها دوست مشترک ماست آدم ها از آنچه که در آیینه می بینند، تنهاترند.. صابر قدیمی منتشر شده در : صابر قدیمی
-
با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن
شنبه 9 مرداد 1395 16:10
با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من با تواَم لعنتیِ خالی از احساس، بفهم بی قرارت شده ام شاعره ی خاص، بفهم لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن پویا جمشیدی منتشر شده در : اشعار پویا جمشیدی
-
باز کـن امشب بهشتت را، مــرا از رو ببر
شنبه 9 مرداد 1395 13:48
باز کـن امشب بهشتت را، مــرا از رو ببر حلقـــه کن بر گـردنم تا ساحل گیسو ببر دستهایم را بگیر و رمز شب رافـاش کن تشنگی هـای مرا تا چشمـه ی جادو ببر من عســل های فـراوانی تدارک دیده ام بی تعارف دست خود را داخـل کنـدو ببر دست خود دادی به دستم تازه دستم بو گرفت خواستی یک شب بیـــا با خویش دستنبو ببر گاهگــاهی باصراحت...
-
قصیده چیست؟
پنجشنبه 7 مرداد 1395 15:54
اگرچه پیشینهٔ قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت میرسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بودهاست. از قرن هفتم بهبعد، بهدلیل از بین رفتن دربارهای مقتدری که مشوق شاعران مدیحهسرا بودند، قصیده رو به ضعف نهاد. موضوع قصیدهها از قرن نهم بهبعد، بیشتر تجلیل و ستایش اولیای...