اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

می خواهم عاشق شوم

می خواهم عاشق شوم

بی پروا

صریح

بدون طلب بخشش

ره سپرم در عشق تو


تا نهایت سرگیجگی

تا کرانه های دیوانگی...


نزار قبانی

دوستم داشته باش

دوستم داشته باش
از رفتن بمان!
دستت را به من بده،
که در امتداد دستانت
بندری است برای آرامش!

نزار قبانی

عشق

عشق

از آن مردان شجاع است.

برای ترسو ها

مادرانشان زن میگیرند !


نزار قبانی


وقتی نباشی

وقتی نباشی
تحمل تنهایی
کار ساده‌ای نیست 
چون 
تنهایی قبل از تو 
با تنهایی بعد از تو
زمین تا آسمان فرق می‌کند

نازنین عابدین پور


عاشقم باش

دستت را بگذار
روی پیشانی ام
انگار دست تو دست من باشد
از زندگیم دفاع کن
با سنگ و چاقو
انگار زندگی تو زندگی من باشد
عاشقم باش
پرشور و دیوانه وار
انگار قلب من  قلب تو  باشد

آتیلا ژوزف 
مترجم : آزیتا قهرمان


*** آتیلا ژوزف (به مجاری: Attila József) شاعر مجار در سال ۱۹۰۵ در بوداپست مجارستان در خانوادهٔ فقیری زاده شد. پدرش خیلی زود خانواده‌اش را ترک کرد، مادرش رخت‌شوی فقیری بود. وقتی ۹ ساله‌بود جنگ جهانی اول آغاز شد. در پانزده‌سالگی مادرش را از دست داد. تحصیلات خود را در وین و سوربن ادامه داد. سپس به مجارستان برگشت. در سال ۱۹۳۷ خود را زیر قطاری انداخت. او یکی از مهم‌ترین شاعران اروپای شرقی است.


همین که فراموشش می کنم - جمال ثریا

همین که فراموشش می کنم 
و تمام می شود 
آهنگی بخش می شود 
آهنگ محبوب او 
یا کسی می خندد 
شبیه خنده او 
یا کسی عطرش را می فشارد 
و پخش می شود در هوا عطر او 
بدین سان به یاد می رود 
کل فراموش کردن هایم 

جمال ثریا

ترجمه : علیرضا شعبانی


راضی ام اگر عاشقانه بمیرم

راضی ام اگر عاشقانه بمیرم 
 راضی ام که من با عشق زاده می شوم 
و با عشق می میرم 
به آن پناه می برم 
و جز آن راهی برای رهانیدن نمی شناسم 
راضی ام که عاشقانه مردن 
تولدی دگر است 
عاشقانه مردن تولدی دگر است 

ندی انسی الحاج 
مترجم : محبوبه افشاری


کتاب چهل سالگی - ناهید طباطبایی

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می‌کند. فکر می‌کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می‌رسد می‌بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم‌هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می‌رود و دیگر نمی‌تواند پله‌ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره‌هاست که روی دوش آدم سنگینی می‌کند.



چهل سالگی

ناهید طباطبایی

کتاب رویای تبت - فریبا وفی


یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟" 

قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند." عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود. 

فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"...!


فریبا وفی

#بریده_کتاب


کتاب سلوک - محمود دولت آبادی


پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم. 

هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست...!


محمود دولت آبادی

#بریده_کتاب