اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...
اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب - asharenab

اشعار ناب (asharenabir) مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

لبت انار ترک خورده‌یی بدخشانی

لبت انار ترک خورده‌یی بدخشانی
چقدر پسته دهان و ظریف دندانی


تو منبعِ عسلی،من پیاله‌ی چایم
میان خنده‌ی تو حل شدم به آسانی


همیشه چشم تو گیراتر است از انگور
دلیل وسوسه‌یی تاک های پروانی


چنان سخن زدنت طعم قند را دارد
به شعر دلکشِ مولای بلخ می‌مانی


شکوه و منزلتت را چگونه شرح دهم
تو یادگار شکوه قدیم ایرانی

 

"حامد اشکان"


می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا 
خویش را گم کرده ام اما نمی دانم کجا 

سایه ی آشفتگی ها از سرِ دل کم مباد 
ساحلی ممکن تر از دریا نمی دانم کجا 

سر به صحرا می نهد دریا نمی دانم چرا 
دل به دریا می زند صحرا نمی دانم کجا 

با من امشب خلسه ی یاد کدامین آشناست؟ 
روزگاری دیده ام او را نمی دانم کجا 

دیدمش در کوچه سارانِ غبار آلودِ وهم 
او نمی دانم که بود، آنجا نمی دانم کجا 

" مرغ آمین " شعله سر داد، ای دریغ افکنده اند 
آتشی در خرمن " نیما " نمی دانم کجا 

آن قدَر رفتم که حتی سایه ام از پا نشست 
مانده بر جا ردّ پایم تا... نمی دانم کجا

"محمدرضا روزبه"

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوش
دنیا نه به جمشید وفا کرد، نه کوروش

آسوده‌ام از آتش نیرنگ حسودان
از تهمت سودابه بری باد، سیاوش

ما اهلی عشقیم چه بهتر که بمیریم
جایی که در آن شرط حیات است توحش

ای دل! من اگر راز نگهدار تو بودم
این چشمه‌ی خشکیده نمی‌کرد تراوش

من بی تو سرافکنده و دم‌سردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش

"فاضل نظری"


ای چشــم سیاهت گَله ای ازسـگ تازی

ای چشــم سیاهت گَله ای ازسـگ تازی

آخــر چـه کنم بــا دل بیچاره بســازی؟


حیرانم و وحشتزده در عشق تو، انگار ـ

ســـربازِ لهســتان وســط ارتش نازی


به به چـه قدَر سیب لبان تو رسیده ست

صد حیف که جرم است ولی دست درازی


 آن طــرح گل ساده ی در روسـری تو

دنیــای مرا سخت گرفته ست به بازی


 در عمق نگاهــت چقدَر شعر نهفته ست

بی چشم تو امـــا نشود قافیه سازی...


یک عمر دویدم به تو امـــا نرسیدم

جَرْیـــان من و تو شده خط های موازی


"کنعان محمدی"


28 اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام

+ 28 اردیبهشت، روز بزرگداشت خیام گرامی باد 


اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو دانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من


**********


آن به که در این زمانه کم گیری دوست 
با اهل زمانه صحبت از دور نکوست 
آنکس که به جمگی ترا تکیه بر اوست 
چون چشم خرد باز کنی دشمنت اوست


**********


تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه 

**********


نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

"خیام"

مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده

مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده

هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده

 

فصل تا فصل خدا بى تو هوا یک نفره است

از سرم میل به پاییز و بهار افتاده

 

هر دو سرخیم ولى فاصله ما از هم

پرده هایى است که در قلب انار افتاده

 

پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است

آه از آن سیب که در پاى چنار افتاده

 

حس من بى تو به خود نفرت دانشجویى ست

از همان درس که در آن دو سه بار افتاده

 

سهمم از عشق تو عکسى ست که دیدم آن هم

دستم آنقدر تکان خورد که تار افتاده!

 

"سیدسعید صاحب علم"


خواب دیدی که مرا کشتی!؟ نمی دانی مگر؟

خواب دیدی که مرا کشتی!؟ نمی دانی مگر؟

هم پناهی هم مرا پشتی ، نمی دانی مگر؟

 

چشمهایم با فنونِ خویش خاک ات می کند

زود می بازی تو هم، کشتی نمی دانی مگر؟

 

 

گرد خشخاشی ِ من! من را به کشتن داده ای

شب به شب بو می کنم مُشتی ، نمی دانی مگر؟

 

گِرد آتش واره ی عشقت دعایی خوانده ام

تو برایم مثل  َزرتشتی  ،نمی دانی مگر؟

 

 

 عاقبت باحکم عدلِ خود قصاصت می کنم 

«ثالث»اَم با دینِ مزدشتی نمی دانی مگر؟!

 

"زهرا حبیبی"


امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!

امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!

بی من چه شیرین میروی…من دوستت دارم هنوز!

 

در این مثلث سوختم…دارم به سویت می دوم

داری به سویش میدوی…من دوستت دارم هنوز!

 

قسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…

مستی و رقص و مثنوی..!من دوستت دارم هنوز!

 

امشب برایت بغض من کل میکشد محبوب من!

حتی اگر هم نشنوی من دوستت دارم هنوز!

 

در سنگسار قلب من لبخند تو زیباترست…

یک جور خاص معنوی من دوستت دارم هنوز!

 

خوشبخت باشی عمر من در پنت هاس برج عشق!!!

در ایستگاه مولوی من دوستت دارم هنوز!

 

دارد غرورم میچکد از چشمهایم روی تخت…!

داری عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز

 

"مهدی حسینی"


بیدار شو!

بیدار شو!

من تمام شب را

با لالایی عشق تو

بیدار مانده ام

بیدار شو!

مرا احساس کن

ببین

جای بوسه هایم

روی لب هایت شکوفه داده اند

و تو ....

از فردا

انگشت نمای تمام مردم شهر خواهی بود

بیدار شو...

 

"سارا قبادی"


نه اینکه دوست ندارم کنار من باشی

نه اینکه دوست ندارم کنار من باشی 

قرار بخش دل بی قرار من باشی 


گلم مپرس ولی از غمی خبر دارم

که مانعی شده تا اینکه یار من باشی


درخت خشکم و دیگر بهار من مرده است 

نبینمت که به امید بار من باشی


سزای من تبر است و به خاک افتادن

گذشته اینکه به فکر قرار من باشی


برو که دوست ندارم به خاطرم دیگر

به جمع هر کس و ناکس تو خوار من باشی


تو حیف هستی و جای تو بهتر از اینجاست

که ظلم باشد اگر در حصار من باشی


جهان من همه اش رو به سوی ویرانی ست

مباد اینکه دمی بر مدار من باشی


به هر دری که بگوئی زدم ولی افسوس

نمی شود که تو در روزگار من باشی


نگویم و تو هم آخر مپرس علت را

صلاح نیست از این پس کنار من باشی


"رضا خادمه مولوی