اشعار ناب

اشعار ناب مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

شنبه 6 آذر 1395 ساعت 16:59

من پیر شدم ، دیر رسیدی، خبری نیست

من پیر شدم ، دیر رسیدی، خبری نیست

مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست


بسیار برای تـو نـوشتم غم خود را

بسیار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست


یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست


حالا کـه مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست


بگذار که درها همگی بسته بـمانـنـد

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست


بگذار تبر بـر کمر شاخه بکوبد

وقتی که بهار آمد و او را ثمری نیست


تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر

در شهر به جز مرگ متـاع دگری نیست


ناصر حامدی


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
برای ورود به کانال تلگرام اشعار ناب کلیک کنید