اشعار ناب

اشعار ناب مجموعه ای از بهترین های شعر و ادبیات جهان ...

چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 22:07

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم

سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی کردم


مدارجبر هستی را فقط بیهوده می گردم

اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی کردم


خرابم می کند با اخم وبا لبخند می سازد

دلم را برده معماری که فکرش را نمی کردم


زمین را مثل اسکندربه حکم عشق او گشتم

شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی کردم


ولی هرنقطه ای رفتم شعاع درد دورم زد

به دستش داشت پرگاری که فکرش رانمی کردم


به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم

مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم 


مرتضی خدمتی

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
برای ورود به کانال تلگرام اشعار ناب کلیک کنید